تولدم مبارک!

چند روز پیش تولدم بود. وقتی مازیار پرسید چه شمعی باید بگیرم؟! باورم نمیشد 27 را باید فوت کنم!!!خیلی زود روزها و سالها میگذره و من هنوز خودم را 22 ساله میدونم!

خداراشکر میکنم که عمرم به بطالت نگذشته و اونقدر سرم شلوغ بوده که گذر زمان را حس نکردم و به همه اون چیزهایی که دوست داشتم تا بحال رسیدم. ولی کم کم دلم میخواد جلو سرعت زمان را بگیرم و ببینم کجا هستم و چه دارم میکنم.

هرسال 2بار این حس به من دست میده یکی موقع تولدم و یکی هم موقع تحویل سال نو

تا امسال همیشه یک بخش اصلی دعاهام درس و پیشرفت تحصیلی بوده و الان کم کم دعاهام به سمت خانواده و شغل داره تغییر مسیر میده. این هم یکی از علائم بزرگ شدنه!چشمک

/ 5 نظر / 12 بازدید
حورا

چه زود میگذره عمر... امیدوارمبه بقیه چیزهایی که دوست داری هم برسی...

سحر

تولدت مبارک! [لبخند] با بهترین آرزوها [قلب]

سارا

الهام جون تولدت رو با تأخیر بهت تبریک می گم ان شااله به همه چیزایی که می خوای برسی[ماچ]

مریم

سلام نوزاد[نیشخند]بازم تولدت مبارک! نشد بیام ببینمت الهام. شب اومدم, صبح رسیدم دانشگاه گند زدم! و خلاصه ظهر برگشتم... [ناراحت]الان 1سالی هست که ندیدمت. امیدوارم هرچه زودتر ببینمت[قلب]

مریم

خب ببخشییییید دیگه[گریه] [شرمنده] ولی یه حسی بهم میگه هنوزم دوستم داری!![پلک][نیشخند]