درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود
نویسنده
دسته بندی موضوعی
خودمونی(۱۱٥)
ادبی(٤٧)
سریال(۱۳)
تجربه(۸)
آرشیو
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
لینک دوستان
آوای درون
سارا
غزال
سحرنامه
ناردونه
جديد
تقویم صبورا
فاطمه
چیهیلک
ممل مامان
تارا
زهرا
آسمونی
گالوم
من و ويکتوريا
یادداشت های یک دختر ترشیده
پسورد
سید شمس نيا
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
rss 2.0

لوگوی دوستان

امتحانهام تمام شد
فقط سمینار مونده
امتحان قبلیمو نمرشو داد. ای .... بدنشدم
امتحان امروزو بگو چه مسخره اشتباه نوشتم!درست آخرین لحظه ها که برگه رو چک میکردم دیدم وای یه چیزی رو اشتباه فرض کردم و رفتم تا آخر..... حالا بدوبدو که درستش کنم ولی..........!
آتییییییییییییش گرفتما.میشد امتحانو خیلی خوب داد!
بهر حال تمام شد و فردا مامانینا میان خونمون...........
برم یه سرو سامانی به خونه بدم
امروز پروژه نهایی یکی از واحدهای درسیم رو تحویل دادم.
جونم بالا آمد تا تمام شد.
دوست داشتم عالی.... تحویلش بدم آخه جایی مهمان شده بودم.
گرچه اونقدرا هم که دلم میخواست نترکوندم ولی از خودم راضیم.
آخه انصافا خیلی زحمت کشیدم براش!
نتیجه هام هم اگه از دیگران اضافه نداشت کم هم نداشت.
هفته دیگه هم پایان ترم یه درس دیگمه.
اینم دلم میخواد خیلی عالی بشه!آخه تک دختر کلاس بودم، استادش استاد پروژه همسرمه و....
تازه بعد این جریانات نوبت به سمینارم میرسه که هیچ کاریش نکردم.....!
من میتونم.....نه؟
جاداره همینجا از مازیار تشکر کنم.
به خاطر تمامی همراهی هایی که باهام داره
به ویژه تواین برنامه شلوغ و به هم ریخته من
مخصوصا با این کدبانوگریهایی که در زمینه های مختف از آشپزی گرفته تا سروسامان دادن خونه زندگی....این روزا به خرج میدم!
ممنون
شکر....
شکر که در اوج نا امیدی همراهم هستی و لحظات خوش رو به یادم میاری
شکر که درهای رحمتت زود به زود برام باز میشه ، اونقدر زود که به نا امیدی امان نمیده زیاد در دلم جا خوش کنه
و اما دعای معروف: خدایا مارو آنی و کمتر از آنی به حال خودمون وا مگذار....
...پست قبلی مصداق این بیته:
"گر ایزد زحکمت ببندد دری/ زرحمت گشاید در دیگری"
و موقعی که آدم به در بسته می خوره سخته فهمیدن اینکه این یه امتحانه تا بیشتر تلاش کنی یا منتظر رحمتش باشی!
هنوز تو حکمت در بسته قبلی بودم که دری باز شده!!!!
...چقدر سخته فهمیدن اینکه این اتفاقی که الان افتاده صلاح بوده و باید بهش احترام گذاشت یا برای آزمون توئه که باید خودتو توش نشون بدی و تلاش کنی درستش کنی!!!
...خوشبختی ما در سه جمله است
تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا
ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم
حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
هنوزم باورم نمیشه!
تمرش خشک نشده آخه!
هنوزم فکر میکنم باید برم یه جایی امضا بگیرم!
یعنی این همه درس و امتحان و شب بیداری و از تفریح و کار گذشتگی و.... واسه این یه برگ بود؟!
پس مبارکم باشه!!!!!
...جوونها خجالت نکشین!
دستهارو بالا کنین و از ته قلبتون دعا کنین.
ام یجیب ال.......

یکی از درسها کلاسهاش تمام شدو اینست آغاز سمینار وبروژه و امتحان....
...دارم میرم دارم میرم به خونمون...............
بعد از فوت بدر بابا عاشوراها خونه مامان مامان می رفتیم ولی امسال هیچ بدر و مادر بزرگی نیستن که درخدمتشون باشیم!!!!